تبليغاتX
" Though lovers be lost love shall not."
" Though lovers be lost love shall not."

" I love you, not only for what you are, But for what I am when I am with you."


سلام

مدرسه ها هم باز شد...کلاس جدیدم بد نیست اما جای غریبی افتادم که بیشتر بچه هاشو نمیشناسم.

معلم هایی که می آمدن و حرف میزدند همه به عنوان یک شاگرد درسخون بهم نگاه میکردن و از نگاهاشون

توقعاتشون هم معلوم بود...

امسال باید حسابی بخونم خودم رشته ی ریاضی رو انتخاب کردم پس نباید بزارم مشکلات اطرافم بهم ضربه

 بزنن و

مثل گذشته دانش آموز خوب و زرنگو درسخونی باشم...

اما اینا همش حرفه...من چیزی که الان برام خیلی مهمه محمده...درحالیکه 1 ماهه هیچ خبری ازش ندارم

میخوام حتی اگه شده برای چند لحظه باهاش حرف بزنمو صداشو بشنوم...

با رفتارهای خشکش و بی محلیاش حرف های تند و تیز و تحقیر و تمسخر و توقعاتش به مرور علاقه امو نسبت

نسبت به خودش کمتر میکنه ولی با اینکه علاقه ام کمرنگ تر شده و داره میشه اما از بین نمیره...

یک نفر حرف جالبی بهم زد گفت وفتی که هیچ چیزی برای عرض اندام نداری چه طور میخوای دوست داشته

باشه....به راستی این حرف درسته چون من یک دختر 17 ساله شاید زیبا نباشم...شاید خیلی خوش تیپ و

پولدار نباشم ولی هر چیزی دلیلی داره و علت داره که اون خصوصیاتو ندارم...

یک دوست واقعی باید شرایطمو درک کنه...اما واقعا امروز همه چیز پول و زیباییه؟

یعنی اینکه من صادقانه دوسش دارم....هر کاری براش میکنم از جونم مایه میزارم...شب تا صبح بهش فکر

میکنم و جز اون هیچ کسو نمیبینم مهم نیست؟اینکه دروغ نمیگم و یک رنگم بده؟

نمیفهمم واقعا نمیتونم بفهمم چرا دید بعضی از آدم ها انقدر محدوده...چرا من دوسش دارم؟

چرا با اینکه اونم آدم خاصی نیست و هیچ چیزی نداره و یک آدم معمولی با توقعات بالاست نمیتونم فراموشش

کنم؟اصلا واقعا دوسش دارم؟یا عاشقشم؟

خدایا خودت کمک کن...به راه راست هدایتم کن....

88/07/01 توسط سارا |

خدایا شکرت

سلام...

معجزه!!! معجزه!!!

کی باورش میشه؟!من که باورم نمیشه...........

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

یعنی واقعا عشقم برگشته؟وای خدا جوووووووووووووووووووووووووووووووووووونم ازت ممنونم

خدایا شکرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررت خدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.com

خدایا هیچ وقت از من نگیرش با اینکه خودمو کوچیک کردمو رفتم دنبالش اما این چیزا اصلا مهم نیست

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

مهم اینه که بدون اون نمیتونم زندگی کنم حتی یک لحظه....


.....

محمد دوست دارم....


عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی


دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی نیست چیزی توی زندگیت کم باشه

دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که می گی و خیالت راحته

که ازش هیچ سوتعبیری نمی شه

دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت می گیره

یه دل دیگه هم دلتنگ غمت می شه

دوست یعنی وقت اضافه ... یعنی تو همیشه عزیزی حتی توی وقت اضافه

دوست یعنی تنهایی هامو می سپرم دست تو چون شک ندارم

می فهمیش ... دوست یعنی یه راه دو طرفه ٬ یه قدم من یه قدم تو ...اما

بدون شمارش و حساب و کتاب

دوست یعنی من از بودنت سربلندم نه سر به زیر و شرمنده

88/05/22 توسط سارا |

دلم گرفته

دلم گرفته است...به ايوان ميروم و انگشتانم را بر پوست کشيده ي شب ميکشم چراغهاي رابطه تاريکند

کسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد کرد کسي مرا به ميهماني گنجشکها نخواهد برد پرواز را به خا طر

بسپار پرنده مردني ست...ميخواهم بگريم اما اشك به ميهماني چشمانم نمي آيد ,تنم خسته و روحم

رنجور گشته و ميخواهم از اين همه ناراحتي بگريزم اما پا هايم مرا ياري نميكنند . مانند پرنده ايي در

قفس زنداني گشته ام . از اين همه تكرار خسته شده ام , چقدر دلم ميخواهد طعم واقعي زندگي را

بچشم , چقدر دلم ميخواهد مثل قديم عاشق هم بوديم , چقدر دلم ميخواهد مثل قديم كلمه ي دوستت

دارم را هر روز از زبانت بشنوم , ولي افسوس آن كلمه كه مرا به زندگي اميدوار مي كرد حال به فرا

موشي سپرده شد و جايش را تحقير گرفت .


................................

در جزیره ای زیبا تمام حواس زندگی میکردند. شادی , غم , غرور , عشق و ... روزی خبر رسید که به

زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت.همه ساکنین جزیره قایق هایشان را آماده و جزیره را ترک کردند. وقتی

جزیره به زیر آب رفت ,عشق از ثروت که قایقی با شکوه داشت کمک خواست و گفت: آیا میتونم با تو

همسفر شوم؟ ثروت گفت: نه من مقدار زیادی طلا و نقره دارم و جایی برای تو ندارم. عشق از غرور که با

یک کشتی زیبا راهی مکانی امن بود کمک خواست. غرور گفت: نه! چون تمام بدنت خیس و کثیف شده

و قایق زیبای مرا کثیف خواهی کرد. غم در نزدیکی عشق بود.پس عشق به او گفت: اجازه بده که با تو

بیایم. غم با صدای حزن آلود گفت: آه من خیلی ناراحتم ,و احتیاج دارم تنها باشم! عشق سراغ شادی

رفت و او را صدا زد,اما او آنقدر غرق شادی و هیجان بود که حتی صدای عشق را نشنید. آب هر لحظه

بالاتر میامد وعشق دیگر ناامید شد, که ناگهان صدایی سالخورده گفت من تو را خواهم برد. عشق از

خوشحالی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد و سریع سوار قایق شد. وقتی به خشکی رسیدند پیرمرد به

راه خود ادامه داد و عشق تازه متوجه شد که چقدر پیرمرد به گردنش حق دارد. عشق نزد علم رفت و

گفت آن پیرمرد کی بود که جان مرا نجات داد؟ علم پاسخ داد زمان. عشق با تعجب پرسید چرا زمان به

من کمک کرد؟!! علم لبخندی خردمندانه زد و گفت:

« زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است... »

88/05/10 توسط سارا |

آغازی دوباره

سلام...

اول از همه تشکر میکنم از همه به خاطر نظراتی که دادین برای مطلب قبلیم...

خیلی موثر و مفید بودن،واقعا ممنونم...

راستی روز پدر و تولد حضزت علی(ع) بر همگیتون مبارک

این روزا سرم خیلی شلوغ بود به خاله ام که از خارج اومده بود به

پسر کوچولوی بامزه اش و سوغاتی های باحال...اما غمی در دل داشتم که باید مخفی میکردم...

ظاهرمو حفظ کردم و میخندیدم اما از درون گریه میکردم...با کوچکترین حرفی اشکهام در میومد و آمادگی

گریه رو داشتم تا این که روزی که کلی مهمون اومده بود به خاطر یک کلمه حرف خیلی عادی از مامانم

گریم درومد...خیلی ضایع و بد بود اما اصلا قابل کنترل نبود...

دلم از جای دیگه ای پر بود اما هیچ کس نمیدونست و همه تعجب کردن و کلا بد شد...

به یاد حرفهایی افتادم که دلمو شکسته بودن...حرف هایی که تحقیر و تمسخر ازشون میبارید....

حرفهایی که هیچ وقت انتظارشونو نداشتم...نظراتتونو که میخوندم خوشحالم میکرد و یکی از دوستامم

کلی باهام صحبت کرد تا بالاخره دیشب دلم آروم گرفت....الان احساس بهتری دارم...

خدایا کمکم کن تا تو رو پیدا کنم و دیگه اشتباهات گذشتمو تکرار نکنم...

صدا ها رو می شنوی ؟؟!!


نه!!! کدوم صدا ها ؟؟ دیوونه شدی ؟ حتماً خیالاتی شدی... بهتره بری یکم بخوابی


نه..... باور کن ! من میشنوم . یه چیزی توی سرم میگه بیا ... بیا من اینجام من منتظرتم بیا!!!


اه .... تو نمیفهمی چی داری میگی تو پاک عقل رو از دست دادی


عقل ؟؟؟ اما من حرفی از اینکه اون رو میفهمم نزدم ! من اون رو احساس میکنم


چی رو ؟


اون صدا رو که داره بهم میگه زندگی کن .... که داره از عشق برام حرف میزنه !!! ولی من نمی تونم

حرفاش رو بفهمم فقط دارم احساسش میکنم ... احساسش میکنم که از درونمه... آره .... آره .... اون

کسی که داره این حرفها رو بهم میزنه خودمم .... اون خود منه !!!


هی ... صبر کن ! معلوم هست چی داری میگی ؟ ببینم تو حالت خوبه ؟ فکر کنم باید بری دکتر ؟ !


دکتر ؟؟؟ اما اون به من میگه خودم با باید دکتر خودم باشم !


من که نفهمیدم حرف حساب تو با خودت چیه ؟ اصلاً حرفت قبول ... ولی من اون رو نمیفهمم و نمیتونم

مثل تو احساسش کنم .... من حوصله ندارم ، من خسته ام ... میفهمی ؟ دیگه نمی تونم کنارت باشم

پس خداحافظ!!!


خسته؟؟؟ یعنی آدم ها وقتی از هم خسته میشن همدیگر رو ترک میکنن ... از هم دور میشن ... آره

درون من هم همینو میگه ... میگه کسی که کنارت بود قلبش بی صدا بود ! اون تو رو تنها گذاشت ...

مثل خیلی از آدمهای این دنیا که قلبشون بی صداست اما اگر برای یک لحظه ... فقط یک لحظه

میخواست حقیقت رو در وجودش درک کنه می توسنت درونش رو احساس کنه .... می تونست صدای

قلبش رو بشنوه ... مثل من .... من تونستم .... من صدای قلبم رو شنیدم چون دونبال حقیقت بودم ...

اما حیقیت من چیه ؟ که به دنبالش بودم ... درسته... حقیقت من خودمم ... آره .... حیقیت من همون

صدای قلب منه .... قلبی که تا امروز بی صدا بود ولی حالا کسی خواسته که اون بیدار بشه ... و اون

وجو خود من بود ...

Click to view full size image

این مطلب رو جایی خوندم و به نظرم زیبا اومد امیدوارم شما هم خوشتون بیاد

شب به خیر

88/04/17 توسط سارا |

حقیقت تلخ

سلام...

کارنامه گرفتم با معدل ۱۹.۷۱ شاگرد دوم شدم...

برای سال دوم دبیرستان رشته ی ریاضی فکر میکنم نمره ی خوبیه...

اما الان دیگه حتی اینم خوشحالم نمیکنه...

Click to view full size image

حقیقت تلخ زندگی برام آشکار شده،فکر میکردم با عشق ورزیدن به کسی میشه به زندگی کردن هم

علاقه مند شد اما به این نتیجه رسیدم که تا خودم،خودم رو دوست نداشته باشمو برای خودم

شخصیت و ارزشی نداشته باشم نمیتونم از دیگران توقع عشق و ارزش و... داشته باشم

حرف های محمد قبل از رفتنش به سربازی خیلی قلبمو شکست...

برای همین جلوش وانمود کردم که دیگه دوسش ندارم و با لحن بدی باهاش خداحافظی کردم

بهش گفتم اگه یک روز دلت برام تنگ شد باهام تماس بگیر در غیر این صورت برای همیشه خداحافظ.

میدونم که دلش تنگ نمیشه چون...

من میدونستم که دوستم نداره اما نمیخواستم قبول کنم واسه همین خودمو گول زدم...

الان از اینکه از دستش دادم غمگینم اما نمیشه با عشق و علاقه ی یک طرفه ادامه داد،هر چند من

عاشق نبودم اما خیلی دوسش داشتم شاید عاشق هم میشدم...البته اگه میخواست و میذاشت

میخوام عوض شم...

میخوام کاری کنم که همه بهم احترام بزارن،میخوام به خودم برسم اما دلیلی برای خوشی در زندگی

علاقه به زندگی،هدفی از زنده بودن علاقه به هیچی ندارم...

حتی به خودم!!!!!!!!

از خودم متنفرم...آرزو میکنم که ای کاش بمیرم...

درس میخونم موفقم اما که چی؟از روی عادته نه علاقه...

یک زمانی آرزو داشتم انقدر دختر خوب و پاکی بشم که از یاران امام زمان بشم اما از اون هم نا امید

شدم کسی که با پسر دوستی میکنه چه طور میتونه همچین توقعی داشته باشه؟!

خدایا خودت کمکم کن...

حالا که تنهام مثل همیشه،دیگه کسی نیست که بخوام خودمو فریب بدم...

فقط تویی...




88/04/03 توسط سارا |

هر زنی زیباست!

هر زنی زیباست!!!؟؟؟…..
پسرکی از مادرش پرسید : مادر چرا گریه می کنی؟
مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت : نمی دانم عزیزم ، نمی دانم!!!ا
پسرک نزد پدرش رفت و گفت : بابا ، چرا مامان همیشه گریه می کند؟ او چه می خواهد؟
پدرش تنها دلیلی که به ذهنش می رسید ، این بود : همه ی زنها گریه می کنند ، بی هیچ دلیلی!!!ا
پسرک متعجب شد ولی هنوز از اینکه زنها خیلی راحت به گریه می افتند، متعجب بود!
یکبار در خواب دید که دارد با خدا صحبت می کند ، از خدا پرسید: خدایا چرا زنها این همه گریه می کنند؟
خدا جواب داد : من زن را به شکل ویژه ای آفریده ام . به شانه های او قدرتی داده ام تا بتواند سنگینی زمین را تحمل کند ،به بدنش قدرتی داده ام تا بتواند درد زایمان را تحمل کند ، به دستانش قدرتی داده ام که حتی اگر تمام کسانش دست از کار بکشند ، او به کار ادامه دهد !
به او احساسی داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد ، حتی اگر او را هزاران بار اذیت کنند!
به او قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد ، از خطاهای او بگذرد و همواره در کنار او باشد و به او اشکی داده ام!
تا هرهنگام که خواست ، فرو بریزد . این اشک را منحصرا برای او خلق کرده ام تا هرگاه نیاز داشت !
بتواند از آن استفاده کند.
زیبایی یک زن در لباسش ، مو ها ، یا اندامش نیست . زیبایی زن را باید در چشمانش جست و جو کرد ، زیرا تنها راه ورود به قلبش آْنجاست …

 

88/03/30 توسط سارا |

....

سلام

ببخشید که یه مدت نتونستم بیام...مشغول درس و امتحاناتم هستم ان شاءالله این هفته تموم بشن

 میام کلی مطلب می نویسم...

کلی حرف دارم برای گفتن اما الان دیگه دیره و منم فردا امتحان زبان انگلیسی دارم که خیلی آسونه

دعا کنید برام تا شاگرد اول تا سوم بشم...

تو رو خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا 

و اما یک متن کوتاه تقدیم به محمد عزیزم که از هر چیزی در دنیا برام عزیزتره(می خواد بره سربازی

اول تیر میره بدون اون دق میکنم....)

 

ای که می پرسی نشان عشق چیست! عشق چیزی جز ظهور مهر نیست 

 

 عشق  یعنی مهر بی چون و چرا ؛ عشق یعنی کوشش بی ادعا 

 

 عشق یعنی مهر بی اما اگر عشق یعنی رفتن با پای سر

 

 عشق یعنی دل تپیدن بهردوست عشق یعنی جان من قربان اوست

 

عشق یعنی خواندن از چشمان او حرفهای دل بدون  گفتگو

 

عشق یعنی عاشق بی زحمتی عشق یعنی بوسه بی شهوتی

 

 عشق  یار مهربان زندگی بادبان و نردبان زندگی  

 

اینو توی رمان خوندم و ازش خوشم اومد امیدوارم شما هم خوشتون بیاد:

 

     فکر میکردم

     تو رو دیدن

         یه تولد،یه طلوع تو غروب آشنایی

       ندونستم که رسیدن

                              یه بهونه است                      

          واسه لحظه ی جدایی

        بی تو غریب غربت

        آماده ی شکستنم

       با من بمون،بمون،بمون...  

    با من که عاشقت منم

اگه چرت بود ببخشید مطلب درست حسابی دم دستم نبود...بعدا جبران میکنم

فعلا شب خیر 

88/03/15 توسط سارا |

تولدت مبارک

سلام خوبین بچه ها ......!!!!

امروز روز تولد عشقمه...تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comمحمد عزیزم...

تولدت مبارک...



هر پایانی یه ابتدایی داره...هر رابطه ای یه شروعی داره...اصلا"هر چیزی یه سرآغازی داره...

و هر انسان تولّدی!

و آن روز که ما به این دنیا آمدیم سرنوشتمان نوشته شد...ما زاده شدیم و فرصت زندگی پیدا کردیم...

زندگی هر کدام از ما دفتریست پر از خاطره ها...پر از شادی ها... شوق ها...غم ها... گریه ها...

دوستی ها...مهربانی ها...آرزوها.......

و چه زود از همه آنها می گذریم...یک هفته...یک ماه...یک سال...دو سال...ده سال...پانزده سال...

و اینک بیست و دومین سالروز تولت رو پشت سر میگذاری...


تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ان شاءالله ۱۰۰۰ سال عمر کنی عزیزم...


خـداوندا! سـرنوشت ما را خـیر بنویس... تقدیری مـبارک ، تا هرچه را تـو دیر می خواهی زود نخواهیم ، و هرچه را تـو زود می خواهی دیر نخواهیم...


حالا بیا شمع ها رو فوت کن....عه!پس چرا همه ی کیکارو خوردی؟!


هی تولدت مبارک




و حالا دست دست...تولده ها بیاین وسط...تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com


تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

87/11/23 توسط سارا |

سلام

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

 

امروز این وبلاگ رو ساختم تا شاید بتونم مطالب جالب و مفیدی رو بذارم....خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

به هر حال امیدوارم وبلاگ خوبی بشه...

منتظر مطالب بعدی و شروع کارم باشید...  خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

........................................................................................................................................

 

Your Heart is Ur Love
Your love is Ur Spouse
Your spouse is Ur Future
Your future is Ur Destiny,
Your destiny is Ur Ambition,
Your ambition is Ur Aspiration,
Your aspiration is Ur Motivation,
Your motivation is Ur Belief,
Your belief is Ur Peace,
Your peace is Ur Target,
Your target is Heaven,
Heaven is no fun without A FRIENDLIKE U U U U U,
'...........really a lovable person

87/11/12 توسط سارا |



سلام اسم من سارا
علایق: آبی-صورتی-بنفش- باران-برف US5 – ENRIQUE
تاریخ تولد وبلاگ: بهمن 87
دلگرمی:نظرات شما دوستان
من پرسپولیسیم هستم



..............................................................
پرسيد: دوستيم؟

خنديدم و گفتم: آره كه دوستيم.

گفت: تا كي؟

گفتم: دوستي كه تا نداره!

گفت: تامرگ!

جواب دادم: گفتم كه تا نداره!

گفت: تا بهشت!

گفتم: يه تا بكش از اين سر دنيا تا اون سر دنيا، ولي واسه من كه تا نداره!


اون مي خواست دوستيمون تا داشته باشه و هر چي مي گفتم حرف هام

رو نمي فهميد و آخرش با تعجب گفت:

"مگه مي شه!؟"

و زير چشمي به هم نگاه مي كرديم و مفهوم نگاهمون اين بود كه:

دوستيم؟ آره كه دوستيم!


سال ها گذشت و هر دومون قد كشيديم.

يه روز گفت: دارم ميرم سفر، اومدم واسه خداحافظي!

نگران نباشي ها، زود برمي گردم.

يه حسي بهم مي گفت اون ديگه بر نمي گرده.


و رفت و ديگر برنگشت!!!!


اون از اولش هم مي خواست بدونه تا كي؟!

آره عزيز دلم! بايد بفهميم دوستي و عشق، اندازه و مقدار نداره.

رسم و رسوم و شرط و شروط نداره.

توي عاشقي نمي شه دست روي دست گذاشت بايد هميشه اول بود.

عشق رو بايد لمس كرد.

عشق رو بايد روي صندوق دلمون حك كنيم تا هيچ وقت پاك نشه.



RSS 2.0

Designed By ParsTheme